یک حرکت خیلی خوبی که اصولن در زندگانی میشود انجام داد اینست که وقتی دیدی کارهایت بهم پیچیده و اعصاب درست و حسابی نداری ٬ یک هو ول کنی و بروی دنبال یک کاری که یک کمی فضای روحی روانیت عوض شود. همین جوریا بود که وقتی که دیدم وضعیت حسابی بهم ریخته و در بدر دنبال یک کار پدرمادر دار می گشتم (و البته که همچنان می گردم) بسرم زد، گوشی را برداشتم و زنگ زدم برفیقی و گفتم بریم کیش ؟ گفت بریم کیش. خلاصه اینطوری شد که ما سر از مملکت کیش درآوردیم. اصولن آرامش یکی از بزرگترین چیزهایی است که همه دربدر میزنند تا کمی از دقایق زندگی را درش بسر ببرند . کمی تمدد اعصاب، پیاده روی روی ماسه های سفید کنار خلیج ، سکوت ، آدم هایی که موقع حرف زدن فریاد نمی زنند ، آفتاب درخشان و هوای فوق العاده خوب که به هیچ وجه انتظارش را نداشتم و کمی چاشنی هیجان بزرگترین دست آورد این سفر دو روز و خورده ای برای من بود. چند تا نکته وجود دارد که اگر یک روزگاری هوس کردید یک سری به آن طرفها بزنید ، در نظر داشته باشید.
-
اگر به این تور مور های همشهری زنگ زدید ، یادتان نرود که با آژانس مربوطه طی کنید که پرواز توپولف بهتان نیندازند! من دفعه سوم-چهارمم بود که سوار توپولف میشدم و میخواهم بگویم که وقتی سوار شدید باید از آن به بعد توکل کنید. تنها حسی که وجود ندارد امنیت است. آهان. اگر یک همچنین خبطی کردید و از این پروازهای درپیت گرفتید حتمن زود به فرودگاه بروید. در غیر اینصورت جایتان ته هواپیما و کنار موتور خواهد بود و می خواهم بگویم که زیاد جای خوبی نیست! باور کنید.
-
وقتی که داشتید چمدانتان را میبستید حتم یک جفت دمپایی لا انگشتی ( از همین هایی که از یک تکه ابر و یک زایده بعضن پلاستیکی که وظیفه اش ایجاد ارتباط بین ابر و شست پا است) با خودتان بردارید و به این فکر نباشید که از همانجا میخرید. چون که برای یک جفت در پیتی اش باید کلی پول بدهید و اینکه در ساحل پا افزار کذایی بسیار مفید است.
-
مهمتر از همه اینکه دوچرخه سواری نصفه شب و جت اسکی را به هیچ وجه از دست ندهید که بهترین کار است و بدان اکیدن توصیه شده است. علی الخصوص جت اسکی که بسیار حرکت نشاط بر انگیزیست. اصلن یک پارچه هیجان است. فقط لامصب قدری گران است و از لحاظ اقتصادی زیاد مقرون به صرفه نیست اما اگر جنبه داشته باشید و دم به دقیقه هوسش را نکنید تجربه بسیار خوبیست.
-
و اما رستوران. یک رستورانی پایین هتل ما (همان روبروی پردیس دو خراب شده) بود بنام خانه اسپاگتی که بسیار غذاهای دل انگیزی داشت. فقط بخاطر داشته باشید که اگر استیک مخصوص با سس فرانسوی پیشنهاد دادید در کنارش سیب زمینی سفارش ندهید! چون به شما چیزی نخواهند گفت و بهمان اندازه که برایتان سیب زمینی میاورند ، کنار غذایتان هم سیب زمینی می گذارند و بعدش اتفاقی میفتد که دیگر غذای اصلی ات را نتوانی بخوری! اما از این حرفها گذشته بسیار غذایش خوب بود و اینکه ازش غافل نشوید.
-
و در نهایت اینکه وقتتان را در این مراکز خرید تلف نکنید و بروید خوش باشید که خرید کیش هیچ فرقی با مملکت خودمان ندارد.
در مجموع برای من اوقات خوبی بود. یک جورایی بارهای ذهنی را ولو موقتی تخلیه میکند. گمانم خیلی لازم بود.

نوشته شده توسط کیوان در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388
|