مردی که برنده شد!
حس خاصی نسبت به پیروزیش ندارم٬برخلاف همه که انقدر به دلایل مجهولی شادی می کنند! این کاریزمایی را هم که همه انقدر حرفش را میزنند هنوز درش ندیده ام.از قضای روزگار همیشه از طرف دموکرات ها احساس خطر بیشتری میکنم تا جمهوری خواهها.
بقول دوستی هوای تهران به آرامی آدم را می کشد. سیگار قدری تند تر و مثلن هرویین خیلی سریع کار را یکسره میکند. این هم همان است. یک نفر با جنگ٬ یک نفر با تحریم. در کیفیت خروجی به نظرم خیلی تاثیر نمی گذارد. همین که منطقه قدری سر و سامان بگیرد و کشت و کشتارها حداقل قدری کمرنگ شود بازهم جای شکرش باقیست.
اما در مجموع از لحاظ انسانی خوشحالم. امیدوارم رویای مارتین لوتر کینگ همان طوری که دلش می خواست با همان کیفیت ٬ به واقعیت پیوسته باشد. جایی به نقل از یک روزنامه نگار آمریکایی خواندم که مدعی بود با به پایان رسیدن انتخابات ٬ جنگهای انفصال آمریکا هم به پایان رسید. گرچه باورش سخت است اما امیدوارم همین گونه باشد.